سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و شهادت پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم

شاعر : مرضیه عاطفی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن
قالب شعر : غزل

از جـهـلِ مــادرزادیِ أعــرابِ نـا آگـاه            یک عمر هر لحظه کشید از عمق جانش آه

مکـرِ ابـوسـفـیـانِ لاکردار پـیرش کرد            مکری که ریشه داشت در مال و مقام و جاه


از کـیـنـهٔ سـنـگـیِ بـابـاهایِ دخـتـردار            تا گورهای تنگ و سرد و ساکت و جانکاه

از روزگارِ شب شده آزرده خـاطر شد            با دیـدنِ لات و هبل در زیـرِ نـورِ مـاه

توحید را آورد و بت‌ها را به خاک انداخت            آمد به هـمراهِ خـدایِ عـاشق و دلخـواه

خیلی محبت داشت بر امت! ولیکن شد            جـبرانِ مهربـانی‌اش حرفِ بد و بـیراه

بـردنـد تا بـیـراهـه جـریـانِ خـلافت را            خون به جگر کردند او را فرقهٔ گمراه

می‌خواست وقتِ جان‌سپردن، یک قلم‌کاغذ            می‌خواست بنویسد علی، حیدر، ولی‌الله

آن خائن غاصب ز بغض و کینه‌اش گفتا            امروز هـذیان باز می‌گـوید رسـولُ الله

طی شد میانِ بغض حتی احتضارش هم            شد چشم‌هـایش بسته با دلواپـسی ناگاه!

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.



می‌خواست بنویسد علی، حیدر، ولی‌الله            گـفـتند یک عده منافـق؛ با لبی خـنـدان